پنج شنبه 26 مهر 1397
به مناسبت 8 شوال سالروز تخریب بقیع تاریخ درج خبر :1397-3-31
روز هشتم شوّال تلخ ترين روز شيعيان بلكه مسلمين در قرن چهاردهم هجري بود، چرا كه در چنين روزي علاوه بر تخريب قبور هزاران نفر از ياران پيامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) و علماي بزرگ ديني مدفون در بقيع، مرقد و بارگاه مجلل و باشكوه چهار امام معصوم (ع) به صورت وحشيانه به دست وهابيون بياباني و سعودي هاي بي فرهنگ و گستاخ ويران گرديد.

 

قبرستان بقيع دو بار به دست اشرار سعودي و وهّابي، مورد حمله قرار گرفته است.
تخريب اوّل: مسعود بن عبدالعزيز (1163 - 1229 هـ . ق) امير نجد در سال 1218 هـ . ق 1802 م، با لشكرياني وحشي و درنده خوي به مكه هجوم برد او و همراهانش به پيروي از مسلك وهّابيّت، دست به تخريب و ويراني گنبدها و آثار ديني قبله مسلمانان زدند. بسياري از گنبدها و مساجد و آثار مذهبي مكه از جمله گنبد زادگاه پيامبر (ص)، خانه علي (ع) و گنبد مقبره حضرت خديجه را ويران كردند. آن جماعت نادان و وحشي در حال تخريب بناها و قبور طبل مي نواختند و رجز مي خواندند و به صاحبان قبور و گنبدها دشنام مي دادند!!! و چون قدرت سعودي ها در مكه تثبيت شد در سال 1220 هـ . ق: 1805 م به مدينه منوره حمله كردند، اين حمله را حمله اول وهّابيان به مدينه و بقيع مي دانند.(1)
تخريب دوّم: عبدالعزيز بن عبدالرحمان آل سعود(1293 - 1337 هـ . ق) كه در كويت پناهنده بود در سال (1309 هـ . ق) در نجد قيام نمود و دوباره حكومت اشرار تبار سعودي را برقرار كرد و شهر رياض را تصرف نمود. و در سال 1330 هـ . ق اَحْساء و قطيف دو مركز شيعه نشين و نفت خيز را به زير سيطره خود در آورد و سپس به حجاز لشكر كشيد و حسين بن علي شريف مكه را شكست داد و دولت هاشمي را ساقط كرد و مكه را فتح و پايتخت خويش اعلام كرد (1343:اكتبر 1924) آن گاه سه امارت حجاز و نجد و اَحساء را كشور واحدي به عنوان (المملكة العربيه السعوديه) ناميد و حاكميت سياه خود را بر سرتاسر آن گسترش داد.
نيروهاي سعودي پس از فتح مكه و ويراني بسياري از آثار و ابنيه ديني آنجا، قصد مدينه را كردند و ماهها مدينه را در محاصره خود نگه داشتند. در مدت محاصره، اوضاع مدينه به كلّي به هم خورد و رعب و وحشت و قحطي و بيماري و... بر مردم بيچاره مستولي گشت.
مردم مدينه گروه گروه از شهر مي گريختند و به شهرها و قصبه هاي اطراف مي رفتند و بسياري نيز در اثر عوامل فوق هلاك شدند تا بالاخره در تاريخ (5 جمادي الاوّل 1344) (5) مقاومت مظلومانه مردم مدينه، شكسته شد و نيروهاي سعودي در ميان كشتار و ارعاب مردم، مغرورانه و بي ادبانه وارد شهر شدند. تا اين كه روز هشتم شوّال 1344 سپاهيان وهّابي به دستور امير سعودي عبدالعزيز بن عبدالرحمن، چنگ و دندان نشان دادند و جنگ افزار خود را آماده كرده و به سوي بقيع حركت كردند. وهابيون بدانديش ابتدا تمام اموال و اشياء نفيس و ذخيره هاي موجود در بقيع را غارت نموده و در بين قبيله آل سعود و شيوخ تقسيم كردند.(2)
روز هشتم شوّال تلخ ترين روز شيعيان بلكه مسلمين در قرن چهاردهم هجري بود، چرا كه در چنين روزي علاوه بر تخريب قبور هزاران نفر از ياران پيامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) و علماي بزرگ ديني مدفون در بقيع، مرقد و بارگاه مجلل و باشكوه چهار امام معصوم (ع) به صورت وحشيانه به دست وهابيون بياباني و سعودي هاي بي فرهنگ و گستاخ ويران گرديد. اين حادثه داغ ابدي بر دل پيروان و عاشقان اهل بيت: نهاد. بدين علت شيعيان جهان روز هشتم شوّال را روز عزا اعلام نمودند.(3)
علت تخريب قبرستان بقيع به دست وهابيان را بايد در عقائد وهابيت جستجو كرد.
اساس آئين وهابيت را دو چيز تشكيل مي دهد:
1- هدم و نابودي آثار رسالت و اصالتهاي باقي مانده از دوران پيامبر (ص) و صحابه و تابعان به گونه اي كه چيزي ملموس از آن زمان باقي نماند و همه اين كارها را در پوشش «توحيد» و مبارزه با «شرك» انجام مي دهند. از اين جهت كليه قبور متعلق به صحابه و عترت پيامبر و تابعان و علما و شخصيت هاي اسلامي را نابود كرده و با خاك يكسان مي كنند. و اگر از مسلمانان جهان نمي ترسيدند، قبر پيامبر را نيز ويران كرده و به صورت مصلي در مي آوردند.
به خاطر اين عقيده نامعقول، قبور ائمه چهارگانه شيعه و عموّي پيامبر (ص) و قبر عبداللّه پدر آن حضرت و قبور كليه صحابه در بقيع ويران گرديد، و به صورت تل خاكي در آمد.
2- پايين آوردن مقام و موقعيت شخصيتهاي الهي از پيامبران و اولياء در حال حيات و ممات به عنوان اين كه آنان تنها بازگو كنندگان دستورات الهي بودند و رسالت آنها در اين قسمت با مرگ آنان پايان يافته و تفاوت چنداني با امت خود ندارند.
اين در اصل دو پي آمد بسيار ناگوار داشت:
الف: آئين اسلام به صورت يك آئين خشك معرفي شد كه هر نوع حركت و تحولي، رنگ شرك و دوگانه پرستي به خود گرفت، به گونه اي كه احترام آموزگاران الهي به صورت برگزاري يادواره نيز شرك اعلام گرديد. گوئي بايد ارتباط بشر با گلهاي سرسبد آفرينش قطع شود، و از اسلام جز كتاب و احاديث (كذائي) چيزي باقي نماند.
ب: ايجاد تفرقه در ميان مسلمين، به گونه اي كه جهان تسنن دچار تفرقه شد و جنگهاي خونين به راه افتاد، بيشتر دانشمندان به جاي دفاع از حملات مسيحيان و ماديها، صرف دفاع از شبهات محمد بن عبدالوهاب شد و انديشمندان بزرگ مصر و عراق و شام و لبنان در اين سه قرن پاسي از وقت خود را صرف نقد اين مسلك نمودند.
اساس آئين وهابيت همان دو اصل است و ديگر عقائد آنان روي اين دو اصل استوار است مانند:
1- تحريم ساختن سقف و سايبان روي قبور.
2- تحريم خواندن نماز در مشاهد مشرفه.
3- تحريم مسافرت به قصد زيارت پيامبر اسلام و ديگر اولياء و نيكان.
4- تحريم توسل به اولياء الهي پس از مرگ.
5- تحريم درخواست شفاعت از شافعان واقعي.
7- تحريم برگزاري يادواره پيامبران و اولياء الهي.
8- تحريم سوگند به غير خدا.
9- تحريم نذر بر اولياء الهي.
گوئي از ديدگاه وهابيها اسلام حكمي جز تحريم، و دعوتي جز مبارزه با فطرت انسان نداشته و ندارد.

 


پاورقی:

1. الهاجري، يوسف، بقيع، ترجمه: محمدرضايي، فصل دوم.
2. دايرة المعارف تشيع، ج3، ص385 - بقيع 119.
3. صحتي سردرودي، قلي زاده، محمد، مصطفي، سيماي مدينه، سازمان تبليغات اسلامي، ص 142.

ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :
پربازدید
لينك هاي مرتبط
قم - خیابان معلم -کوچه 12 - جنب جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
تلفن :
025 - 37737213
نمابر :
025 - 37737217
کدپستی :
37185- 4466
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات حوزه علمیه قم می باشد.